|
همه گويند که خود عاقلند و ما ديوانه .....همه گويند که خود عاشقند و
ما بي چاره....همه گويند که ز عشق زندگي ساختیم و ما ز عشق زندگي باختيم.....پس عجب خوش است رسم ديوانه وار مردن.....در اين جهان فقط مانند عاقلان زيستن.....
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ." ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
امشب شب آخره كه مزاحم دلـــــــــــــــــت شدم خورشيد فردا مال تو ببخش كه عاشقت شـــدم بذرقه لازم ندارم دارم ميرم عزيز تريــــــــــــــــــــــــن نذار بمونه زير پا قلبمو بردار از زميـــــــــــــــــن دوست دارم براي تو فقط يه حرف ساده بـــــــــود غافل از اينكه قلب من منتظر اشاره بـــــــــــــــود
گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت…… با بي وفايي سوخت….. با جدايي مرد
اي كسي كه مامور دفن من هستي : به حرف من گوش كن...... دستم را از تابوت بيرون كن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسيدم. چشمهايم را باز بگذار بفهمند كه چشم براه بودم و به آن نرسيدم . قالب يخي به شكل صليب بر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع آب شود و به جاي عزيزي كه دوستش دارم بر سر مزارم گريه كند .
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق @@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری گفتم که تو می دونی،سرخاک تو می میرم ، ولی تا لحظه مردن نمی گیرم دل از تو
دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش گیرم دوست دارم عشق باشم در قلبت جای گیرم دوست دارم شمع باشم بیاد تو بسوزم دوست دارم اشک باشم زچشمانت بریزم دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم
در مورد خودم اهل دانشگاهم رشته ام علافيست /جيبهايم خالي ست/ پدري دارم حسرتش يك شب خواب!/ دوستاني همه از دم ناباب/ و خدايي كه مرا كرده جواب./ اهل دانشگاهم/ قبلهام استاد است/ جانمازم نمره!/ خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست/ من نميدانم كه چرا ميگويند/ مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار/ وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست!/ ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) /بايد از آدم دانا ترسيد! /بايد از قيمت دانش ناليد
عشق من افسوس طرحي از خزان دارد
نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بی حدت ... بدون عشق تو من هيچم
آخر صدای بغض باران را شنیدم با تو به شهر خوب خوشبختی رسیدم من با تو گفتم دردهای بی کسی را چون بار غریب را به دوش خود کشیدم اینجا به جز تو هیچ کس همراه من نیست با عشق تو دل از همه دنیا بریدم بابغض باران میشود دل را سبک کرد من تو را در سایه باران آفریدم ای عشق با قلب من اینک همصدا شو چون من تو را در قلب خسته آفریدم
سکوت... سکوت در معنای مثبت و حقیقی اش نوعی موسیقی است سکوت باغ است جایی که در آن گل ها بدون میاموی کلمات پیام های عاشقانه را رد و بدل می کنند
برای انسان های بزرگ ،بن بست وجود ندارد ،چون بر این باورند که:"یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت"
خوب من... عشق در هيچ روزي جز همه روز تجلي پيدا نمي كند . پس مبارك باد بر من تجلي نام تو در قلب عاشقم...
عشق اصلی اینه در ادامه مطلب
علایم عاشق شدن مردها
ژست قلاب كردن شست در كمربند
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی ،که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد.... زندگي تنها نقاشي است كه هيچ پاك كني نمي تواند ان را پاك كند.... بنی ادم اعضای یکدیگرند سر لقمه نانی به هم می پرند .... ديشب فرشتهاي به خوابم اومد گفت: گل يا پوچ؟ گفتم: گل. دستشو باز كرد و تو رو بهم داد ..... بد بختي ها را فراموش كنيد تا ا دم خوشبختي شويد و اگر خوشبختي ها را از ياد ببريدآدم بد بختي خواهيد بود ..... خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد ...... هر وقت توي زندگي به يه در بزرگ رسيدي که روش يه قفل بزرگ بود نترس و نا اميد نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش يه ديوار ميذاشتند.....
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد
تو را بس منتظر ماندم اوتاندی لحظه لر مندن بدان من دوستت دارم اینان بو یاشلی گوزلردن سفر از تو گذر از تو فقط یول گوزلماخ مندن فقط با یک نگاه تو اوچاردی غصه لر مندن (تقدیم به دوستاران استاد شهریار)
انسانها به طور کلی چیزی جز کودکان بزرگ نیستند....... (بهزاد)
با چنان عشق زندگی کن که اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند....... (پائولو کوییلو) بهزاد
با چنان عشق زندگی کن که اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند....... (پائولو کوییلو) بهزاد
چند تا اس ام اس براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد دوست کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج دارم ! من یک ماهی کوچولو هستم که توی قلب شیشه ای تو زندگی می کنم مواظب دلت باش چون اگه بشکنه می میمیرم! گاهی آنقدر غرق در آرزو هستی که فراموش می کنی خودت آرزوی کسی هستی! داشتم تو جاده می رفتم که چشمم به یه تابلو خورد که روش نوشته بود دوست داشتن دل می خواد نه دلیل. می خواستم اسمتو رو سینم خالکوبی کنم ترسیدم صدای قلبم اذیتت کنه! اگه مثل اشک تو چشمام باشی قول میدم واسه موندنت تا آخر عمر گریه نکنم. اگر گناه کسی آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن را ببخشی بدان آن از کوچکی قلب توست نه بزرگی گناه او. زمانی که فکر می کنی که توی ۷ تا آسمون ۱ ستاره هم نداری ....یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری میکنه. زندگی بر ۱۰ چیز استوار است:اول محبت ۹تای دیگش هم گذشت. تو را به جرم نگاه زیبایت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد می کنم مگر آنکه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف کنی که دوستم داری! زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند:فروختی؟ گفت:نخریدند تمام شد. مرگ از زندگی پرسید :چه چیزی باعث می شود که تو زیبا جلوه کنی و من تلخ؟؟ زندگی لبخند زد و گفت:دروغ هایی که در من هست و حقیقتی که در توست! به همه لبخند بزن اما با ۱ نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به ۱ نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت ماله ۱ نفر باشه؛هیچ زمان دل به کسی نبند...چون این دنیا اینقدر کوچک است که ۲ تا دل کنار هم جا نمیشه...ولی اگر دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا آنقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی. حالا جمله ای که بخاطر پیدا کردنش حرص خوردم: نازینم!هیچ وقت با صدای بلند نگفتم دوست دارم تا مبادا کسی صدایم را بشنود. زیبای من دوستت دارم و هیچوقت از این دوست داشتن پشیمان نمی شوم! می خوام بهت نگم اما نميشه نفس من بدون تو بخدا زندگی واسم رنگی نداره نظر یادت نره
جزیره ای زیبا تمام حواس، زندگی می کردند: شادی، غم، غرور، عشق و
وصیت نامه ی عشق طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد.
بر صندلی موریانه زده زندگی نشسته ام و حساب می کنم ساعت ۸ خندیده ام و ساعت ۸ خوابیده ام و روی تاریخ عمر٫ امروز را خط می زنم
می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ وقتی میخوای گریه کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستن
برای كشتن یك پرنده یك قیچی كافیست.لازم نیست آنرا در قلبش فرو كنی یا گلویش را با آن بشكافی.پرهایش را بزن خاطره ی پریدن با او كاری میكند كه خودش را به اعماق دره ها پرت میكند .
|
About![]()
سلام به دوستان و باز ديد گنندگان عزيز وبلاگ ركسانا
Home
| |||||