|
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
تقدیم به عزیزم امیر ـ ماهان
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
به همان قدر كه چشم تو پر از زيبايي است
برو ای يار که ترک تو ستمگر کردم
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم بس که تک خال محبت بر زمین انداختیم
کاش ای تنها امید زندگی
می توانستم فراموشت کنم یا شبی در اتش سوزان دل چون مهیب سینه خاموشت کنم کاش احساس نیاز دیدنت چون وجودت از وجودم دور بود کاش هرگز نمیدیدم تورا کاش ان شب هر دو چشمم کور بود
دلم پر می زند عشق است شاید
بياامشب به من محرم شو اي اشک
نکند اشک بریزی نازنینم.... گر دلت باز گرفت.... چند کلامی بنویس.... بده آن قاصدک خاطره ها٬تا فراسوی افق ها ببرد.... و اندکی صبر نمای.... . تا بگویم با تو... بله٬ای جان و دلم.... آنکه از راهی دور٬می زند بوسه به لبهای تو.... منم........
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی .. از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
به مد پرستان بگویید که اخرین مد کفن است
سلام مطلب زیر نهایت عشق رو میرسونه... خودتون بخونین: ۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم. ۱۰۰تای آن را۹۰روز... روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم! ۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم. در ماه ۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم. ۸ سوال من را ۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا دعوت کردم... ۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی: تقدیم به عزیزم امیر.ماهان
حالا من یه گوشه تنهام با یه عکس یادگاری
دوری دل خداوندمی گوید:بنده ای که مرادوست بدارد،من نیزاورادوست می دارم،واورا عاشق خود می کنم وهنگامیکه اوعاشق من شد،من نیزعاشق اومیگردم،هنگامیکه من عاشق اوشوم،اورا هلاک خواهم کرد حال چگونه سرزخجالت برآورم بردوست،که خدمتی به سزا برنیامد ازدستم.گریه نکردن چشم ازسختی دل است،سختی دل ازگناه بسیاراست وگناه بسیارازآرزوی زیاد است وآرزوی زیاد از فراموشی مرگست فراموشی مرگ ازحب دنیاست،حب دنیا ازدوری خداست ونزدیکی به خدا مشگل گشای انسانهاست
توی خاک باغ خونه
سعی کن دلت همیشه دریایی و ابی باشد
|
About![]()
سلام به دوستان و باز ديد گنندگان عزيز وبلاگ ركسانا
Home
|