تبليغاتX
roxana20

roxana20

 

 

 

خداحافظ عشق من

 

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت19:38توسط B . H بی انتها..... | |

 

تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم 

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف

 

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت19:34توسط B . H بی انتها..... | |

عشق  را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي

دانم چرا به تو كه مي رسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!

 

 

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد

که هيچ ربطی به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

 

 

 

فردا يکي از عکسها تو بردار بيا مي خوام ورق بازي کنم اخه شاه دلم گم شده

 

 

اگه خوبي بدي از ما ديدي، حلال کن... من فردا بايد برم بيمارستان براي جراحي دريچه

قلب. آخه ميخوام يه دريچه بزارم که فقط براي تو باز شه

 

 

اگه يك روز فكر كردی نبودن يه كسی بهتر از بودنشه چشمات و ببند و اون لحظه ای كه

اون كنارت نباشه رو به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داری به خودت دروغ ميگی و

هنوز دوستش داری

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت19:32توسط B . H بی انتها..... | |

 

 

واسه تو نامه نوشتم كه ديگه از تو گذشتم


ميدونم دوستم نداري ، من همينه سرنوشتم


از ته دل با صداقت ،دل ميگه برو بسلامت


ميدونم نبودن تو نمي گيره رنگ عادت


بودنت مثل يه نعمت ، داشتن تو آره حسرت


بودن حتي يه لحظه,در كنار تو غنيمت


آخ چه حيف شد كه تو رفتي ،آخ چه حيف شد برنگشتي


شب رفتن تو دل گفت :اي خدا چه سرنوشتي


من ميخوام اينو بدوني ، از توي چشام بخوني


توي اين قلب شكسته تا ابد عزيز مي موني

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت21:50توسط B . H بی انتها..... | |

 

 

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :

 

اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

تو 'يک' هستی و من 'صفر'۱=0+1 ،من باشما نباشم تو يک هستی..ولی اگر تو نباشی من هيچم

 

وقتي صداي خرد شدنت زير پاي عابران قشنگ ترين صداي پاييز است ..ديگرچه فرق

 

مي کند که برگ سبز کدام درخت بودي

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت21:40توسط B . H بی انتها..... | |

 

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه

خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که

 تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری

 رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی

گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم

خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه

با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم

دیگر باید بروم......... 

 

 

 

عاشقه کسی باش که قلب بزرگی داشته باشه

 تا مجبور نشی برای اینکه تو قلبش جا بشی

 خودت رو کوچیک کنی

عاشقه کسی باش که قلب بزرگی داشته باشه

 تا مجبور نشی برای اینکه تو قلبش جا بشی

 خودت رو کوچیک کنی

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت21:36توسط B . H بی انتها..... | |

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت21:28توسط B . H بی انتها..... | |

از کودکی پرسیدم عشق چیست؟ گفت: بازی
 
از نوجوانی پرسید عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی
 
 از جوانی پرسیدم عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت
 
از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گفت: عمر
 
 از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟ چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست ....
 
وحال نمیدانیم عشق چیست؟

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت12:6توسط B . H بی انتها..... | |

یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تمام وجودم را 
 
 برداشت که شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم. سریع از کنار
 
 مرداب دور شدم. حال وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه
 
گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم وحالا می فهمم که گل
 
نیلوفرمغرور نیست اون خودش را  وقف مرداب می کند بلکه من
 
مغرور بودم.
 
              تقدیم بر انانکه میخوانندو مغرور نیستند.
 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت11:53توسط B . H بی انتها..... | |



دوست مي دارم تورا - اين را نه مي گويم ، نه خواهم گفت
 
چشمه ي عشق تورا در سنگ دل پوشيده خواهم داشت

غنچه خواهم ساخت هر نيلوفر يادي که بشکوفد
،

درغروب غربت نا آشنايي،
در سکوت آبگير ديدگان سرد

با درنگم با شتابم
،

آرزوي تست

روي ميل من به سوي تست

بوي تست

اينکه مي سازد مرا خالي ز هر انديشه ي ناساز

من زبانم از زبان بازي هر بسيار گو ،
بسته است

پيک از سرحد دل ، پيغام گو ،
خستست است

من نه مي گويم ،
نه خواهم گفت

دوست مي دارم ترا ،
اي چاره ساز مرد بي انباز!

از دل من پرس ،
او افسانه هاي گوناگون را باز خواهد گفت

او ترا از عشق من آگاه خواهد کرد

او تورا آگاه خواهد کرد ...

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت11:53توسط B . H بی انتها..... | |

ما در ره عشق تو اسيران بلاييم
كس نيست چنين عاشق بيچاره كه ماييم

بر ما نظري كن كه در اين شهر غريبيم
بر ما كرمي كن كه در اين شهر گداييم

زهدي نه كه در كنج مناجات نشينيم
وجدي نه كه در گرد خرابات برآييم

نه اهل صلاحيم و نه مستان خرابيم
اينجا نه و آنجا نه كه گوييم كجاييم

حلاج وشانيم كه از دار نترسيم
مجنون صفتانيم كه در عشق خداييم

ترسيدن ما هم چو از بيم بلا بود
اكنون ز چه ترسيم كه در عين بلاييم

ما را به تو سريست كه كس محرم آن نيست
گر سر برود سر تو با كس نگشاييم

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقاييم

دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز
رحم آر که ما سوخته‌ی داغ خداییم

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت11:50توسط B . H بی انتها..... | |

اي عشق، اي ترنم نامت ترانه ها
معشوق آشناي همه عاشقانه ها

اي معني جمال به هر صورتي که هست
مضمون و محتواي تمام ترانه ها

با هر نسيم
،دست تکان مي دهد گلي
هر نامه اي ز نام تو دارد نشانه ها

هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت
:
گل با شکوفه ،خوشه گندم به دانه ها

شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دريا به موج و موج به ريگ کرانه ها

باران قصيده اي است تر و تازه و روان
آتش ترانه اي به زبان زبانه ها

اما مرا زبان غزلخواني تو نيست
شبنم چگونه دم زند از بي کرانه ها

کوچه به کوچه سر زده ام کو به کوي تو
چون حلقه در به در زده ام سر به خانه ها

يک لحظه از نگاه تو کافي است تا دلم
سودا کند دمي به همه جاودانه ها

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت11:48توسط B . H بی انتها..... | |

دوستانی كه اهل تعارف هستن بخونن

:

این شعر معروف رو شاید شنیده باشین.ایرج میرزا شاعر طنز پرداز دوران

قاجار اون رو سروده و با وجود اینكه 200 سال پیش گفته شده امروز هم

هنوز موضوعش تازگی داره:

یا رب این عادت چه می باشد كه اهل ملك ما

گاه بیرون رفتن از مجلس ز در رم می كنند

جمله بنشینند با هم خوب و برخیزند خوش

چون به پیش در رسند از یكدگر رم می كنند

همچنان در موقع وارد شدن در مجلسی

گه ز پیش رو گهی از پشت سر رم می كنند

در دم در این یكی بر چپ رود آن یك براست

از دو جانب دوخته بر در نظر، رم می كنند

بر زبان آرند بسم الله بسم الله را

گوئیا جن دیده یا از جانور رم می كنند

این كه وقت رفت و آمد بود، اما این گروه

در نشستن نیز یك نوع دگر رم می كنند

فرضاً اندر مجلسی گر ده نفر بنشسته اند

چون یكی وارد شود هر ده نفر رم می كنند

گوئی اندر صحنه ی مجلس فنر بنشانده اند

چون یكی پا می نهد روی فنر رم می كنند

نام این رم را چو نادانان ادب بنهانده اند

بیشتر از صاحبان سیم و زر رم می كنند

از برای رنجبر، رم مطلقا معمول نیست

تا توانند از برای گنجور رم می كنند

 

+نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت12:59توسط B . H بی انتها..... | |

کیک

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت0:9توسط نیما | |

  نیما جان تولدت را تبریک عرض مینمایم

۱۳تیر روز بهاران را به شما و تمامی دوستانت تبریک میگم و امیدوارم هزاران بهار موفق راپیش رو داشته باشی

2154785

روز تولد تو میلاد عشقه پاکه               برای شکر این روز پیشانیم به خاکه

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت14:34توسط B . H بی انتها..... | |

201

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت1:18توسط نیما | |

بعد از اين جاي وفا چون تو جفا خواهم کرد


گذر از کوي تو چون باد صبا خواهم کرد


از تو اي عهد شکن عهد شکستي که مرا


شکوه ات گر برسد پيش خدا خواهم کرد


از طبيبان جفا جوي نگيرم درمان


درد خود را به مي ناب دوا خواهم کرد

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت0:58توسط نیما | |

دل تو مثل دلم اينهمه دلتنگ كه نيست


بخدا جنس دلم مثل دلت سنگ كه نيست


همه حرفات پر كذب و پرنيرنگ و فريب


عشق من مثل تو و عشق تو بيرنگ كه نيست


تنم اينجاست همه فكر وخيالم پيش تو


تو كه آرومي، آخه تو دل تو جنگ كه نيست


وقتي که رفتي ، واسه من حتي دلت تنگ نشد


خونه ي عشق و شناختن كار هر سنگ كه نيست

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت0:53توسط نیما | |

نگاهي كردومن را دربه در كرد

 يقيين كرد عاشقم بعدش سفر كرد

 شكستي خورد  آمد تا بماند

 ولي من رفته بودم او ضرر كرد

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت0:50توسط نیما | |

چه توان کرد دلی سوخته می خواهم و نیست

                                                   لقمه ای از نی افروخته می خواهم و نیست

کاش ای کاش که یک هفته شقایق بودم

                                                   پاره ای از جگر سوخته می خواهم نیست

باز هم راز دلم فاش شد از راه زبان

                                                   دست من نیست لبی دوخته می خواهم و نیست

چه کنم زین دل خونسرد به تنگ آمده ام

                                                   سینه ای تاب و تب افروخته می خواهم و نیست

دیگر از شعر و غزل چه بگویم افسوس

                                                   من که چشمی غزل آموخته می خواهم و نیست 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت0:34توسط نیما | |

راستی  تولدم مبارک

3yhzzhe.jpg 


24oohhl.jpg

 

 

t.gife.gifd.gifo.gifl.gifa.gifv.gifa.gift.gif

 

k.gifa.gifr.gifa.gifb.gifo.gifm.gif

 

 

msdmys.jpg

 

تولدم مبارک  و این کیک را تقدیم میکنم  به دوستانه 

 باوفا و بی وفای  خودم

+نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت23:14توسط B . H بی انتها..... | |