|
آمدم تا مست و مدهوشت كنم اما نشد عاشقانه تكيه بر دوشت كنم اما نشد آمدم تا از سر دلتنگي و دلواپسي گريه تلخي در آغوشت كنم اما نشد آرزو كردم كه يك شب در سراب زندگي چون شراب كهنه اي نوشت كنم اما نشد نازنينم، نازنينم يا تو هرگز نرفت از خاطرم آمدم تا اين سخن آويزه گوشت كنم اما نشد شعله شد تا به دل خاكستر احساس تو لحظه اي رفتم كه خاموشت كنم اما نشد بعد از آن نامهربانيهاي بي حد و فزون سعي كردم تا فراموشت كنم اما نشد.....
بزرگترين سرمايه ي يك دل ادمی حرفهايي است كه براي نگفتن دارد... اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
به گل گفتم: دوست داري چه رنگي را؟ گفت: قرمز ارغواني را.
شعری از کارو براتون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد: يك ساعت تمام ، بدون آنكه يك كلام حرف بزنم به رويش نگاه كردم
هفت نصيحت از مولانا 1- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) ۲- باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) 3- اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب) 4- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) 5- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) ۶- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) 7- اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش و او يکريز و پي در پي دم خويش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را .......
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری ، نه ز دیاری و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصدک تجربه های همه تلخ با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو ، فریب قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای راستی آیا رفتی با باد ؟ با توام ، ای ! کجا رفتی ؟ ای راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟ مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند .
دو خانه با تشکر از پریا خانم که این مطلب را واسه ما پست کردند.
زندگی" گذر عقربه های زندگی من وتوست تقدیم به ماهان عزیز که این مطلب را برامون پست کردند..
به سرنوشت بينديش که چگونه تصويرگر جدايي هاست بر من خرده مگير زيرا که جبر زمانه از آغاز هر سلامي به پايان و بدرود مي رسد .........
افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش. چون کار دل دوست داشتنه... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگه کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه !!!
عشق یعنی تشنهای خود نيز اگر ، واگذاری آب را بر تشنهتر! ... عشق را ديدی خودت را خاک كن! سينهات را در حضورش چاک كن! ... عشق يعنی ظاهر باطن نما! باطنی آكنده از نور خدا! ... عشق يعنی آنچنان در نيستی ، تا كه معشوقت نداند كيستی! ... عشق يعنی ذهن زيباآفرين آسمانی كردن روی زمين! ... عشق گويد مست شو گر عاقلی از شراب غير انگوری ولی! ... هر كه با عشق آشنا شد ، مست شد! وارد يک راه بی بنبست شد! ... هر كجا عشق آيد و ساكن شود ، هر چه ناممكن بوَد ، ممكن شود! ... در جهان هر كار خوب و ماندنیست ، ردّپای عشق در او ديدنیست! ... عشق يعنی شور هستی در كلام! عشق يعنی شعر ، مستی ، والسلام! ...
طومار دلتنگي من آغاز بي پايان شده
دل من دير زماني ست كه مي پندارد
ای کاش میدانستم بعد از مرگم اولین کسی که برایم اشک میریزد کیست ؟ و اخرین سیاه پوشی که مرا به فراموشی می سپارد چه کسی خواهد بود ؟
زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست ... زندگی خوردن و خوابیدن نیست . زندگی جنبش و جاری شدن است ز تماشاگه اغاز حیات تا جایی که خدا می داند ............
زندگی چیست ؟ اگر خنده است پس چرا میگرییم ؟ اگر گریه است چرا میخندیم ؟ اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم ؟ و اگر زندگی است چرا میمیریم ؟ اگر عشق است چرا به ان نمیرسیم ؟ اگر عشق نیست پس چرا عاشقیم ؟ واقعا زندگی چیست ؟....................................
خوشا شب نشستن به پهلوی تو تـــماشای پـــرواز گـــــیسوی تو خوشا با تــو سرگرم صحبت شدن وســـجده به محـــراب ابـــروی تو خوشا در نگاه تو چون می خـــراب خوشا نـــازنین چشم نــــازوی تو دو چـــشم پـــر از کهربای خموش که نـــاگه مرا میکشد ســـوی تو خوشا بـــازی دســـت اعـــجاز گر که گـــل چیند از بــــاغ جادوی تو ... بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود ســــکوت زمین از هــــیاهوی تو
بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ فروغ فرخزاد
شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی، تو را با لهجه گلهای
باز بوی باورم خاکستریست عشق ورزان مهر باطل خوردند در گلوی مال مردم خوار ها
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
Asoul mate is someone to whom we feel profoundly همزاد کسی است که با او احساس عمیق پیوند می کنیم connected as though the communicating and communing گویی راز و نیاز بین ما،نه حاصل کوششی ارادی، that takes place between us were not the product of intentional efforts dut rather a divine grace که ثمره موهبتی آسمانی است. this kind of relationship is so important to the soul that many این گونه پیوند برای روح چنان ارزشمند است، have said there is nothing more precious که بسیاری گفته اند که چیزی با آن برابری نمی کند.
بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم
بیا تا دست ستاره راه دیدار و نبسته هم صدا راهو بلد شیم واسه دیدار شبانه
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد. رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت. صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان میکردم می گوید: دوستت دارم...
|
About![]()
سلام به دوستان و باز ديد گنندگان عزيز وبلاگ ركسانا
Home
|