تبليغاتX
roxana20

roxana20


برخیز و گاهی عشق را دعوت کن ای دوست
بنشین با من و با خودت  خلوت کن ای دوست
بی پرده باش و لحظه ای عریانیت را

با حیرت آیینه ام ، قسمت کن ای دوست
مانند راز یک معما سختی  اما

این راز را بگشا ، مرا راحت کن ای دوست
تا عزلت دلتنگی ام  پایان پذیرد

از وسعت بی رنگی ات ، صحبت کن ای دوست 

یک شهر با من دشمن اند، اما فقط تو

با من به پاس دوستی ، بیعت کن ای دوست
یا نه ! تو هم مانند آنهای دگر باش

در انهدام روح من ، شرکت کن ای دوست !

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت0:51توسط بی انتها..... | |