تبليغاتX
roxana20

roxana20

 

مژه بر هم نزن ای دوست که بادم ببرد،

 چون سبک تر شده ام از پر کاهی ز غمت!

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت17:18توسط N.mahan | |

 

خدایا :

من که گفتم اون رو بیشتر از همه دوست دارم

دوسش داشتم بیشتر از خودم کمتر از تو

پس چرا گرفتی عشقم ، بر باد دادی عمرم

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت21:12توسط N.mahan | |

 

نمی گویم فراموشم نکن هرگز

ولی گاهی به یاد آور

رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت2:52توسط N.mahan | |

 

زندگی چیدن سیب است ، باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است ، باید دید و رفت

زندگی رودی است جاری، هر که امد کوزه ای پر کرد و رفت

قاصدک ، این کولی خانه به دوش روزگار

کوچه گردی های خود را زندگی نامید و رفت ...........

 

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت2:43توسط N.mahan | |

 

منم قطره باران:

شاید از بی مهری دنیا به خاک افتاده ام

شایدم از عشق دریا زیر پا له گشته ام

                                                                       ساعت ۲.۳۵صبح

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت2:34توسط N.mahan | |

 

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده

خدا گرفتی عشقمو جواب  قلبمو بده

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت2:9توسط N.mahan | |

 

سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه میبخشید

به آن محراب پاکش ارزو کردم

برایت خوب دیدن...... خوب بودن.....  خوب ماندن را.....

بازم میگم دلم تنگه صداته نامروت....................

اینو بدون هرجا باشی یادم کنی یا نکنی دوست دارم..........

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت2:2توسط N.mahan | |

گرمترین بوسه هایت را نصیب کسی کن

که در سرد ترین لحظه ها به یاد توست

۱.۵۴دقیقه صبح بازبرایت مینویسم تابتوانم تنهاییم رابا نوشتن سپری کنم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت1:55توسط N.mahan | |

 

بین رویای شبانه جستجویت میکنم

تو گل عشق منی هر لحظه بویت میکنم

برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد

ای امید اخرینم من دعایت میکنم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت1:47توسط N.mahan | |

 

هر وقت گلی رو بو کردی هرگز نگاهش نکن

چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره

شوق دوباره دیدنت  اون گل رو پرپر میکنه........

حالا من همون گلم که شوق دوباره دیدنت منو پرپرم کرده

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت1:40توسط N.mahan | |

 

به قربان ان کسی که گفت :

هر که از دیده برفت                     از دل برود

هر که از دیده کسی رفت دیگه حتی ارزش زنگ زدن سهله ارزش

سلام کردن را هم از دست میده مثل بنده

از خدا میخوام که هیچ کدوم از عزیزان طمع تلخ دوری را نچشند

 خیلی تلخ هستش جوری که قلب ادم را اتش میزنه

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت11:10توسط N.mahan | |

 

هر دل که پریشان شود از ناله بلبل

در دامنش اویز که با وی خبری هست

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت22:44توسط N.mahan | |

 

عزیزان از امتحانات چه خبر ؟

من که (۲۹-۳۰خرداد)(تیر۴-۶-۷-۱۰-۱۳)

امتحان دارم

شاید کمتر بیام رکسانا شاید.......

محتاجیم به دعا دعا کنید

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت22:32توسط N.mahan | |

 

بر سنگ  مزار هر کسی نام نویسند

من گم شده ی عشق توام نام ندارم چه نویسند

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت17:51توسط N.mahan | |

 

عزیزم منم میدونم  آخر راه من و تو این نبود

آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود..........

ولی قسمت همه را به نفع خود ساخت

من و تو فقط نشستیم و نگاه کردیم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت17:44توسط N.mahan | |

 

در این دنیا بر انچه که نمی توان به زبان اورد باید سکوت کرد

شاید فقط سکوت بتواند علاجی باشد بر دردهای نهان من

پس زنده باد سکوت شاید زمانی عشق خود همه ناگفته ها را بازگو کند

عزیزم دلم تنگه صداته...........

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت17:39توسط N.mahan | |

 روز مادر را به مادرانی تبریک میگویم که زمانی بودند

 و الان درجمع عزیزان خود نیستند

به مادرانی تبریک میگویم که الان هستند و میدانند در اینده نیستند

و در نهایت به کسانی تبریک می گویم که در اینده

طمع شیرین مادرشدن را خواهند چشید

         

مادر: نمیدانم تو را چه بنامم .اگر خدایت بخوانم گناه است ...

اگر بشرت بدانم اشتباه است

 زیرا مهر ومحبت خدای در دلت نهان است

 و اثار بشریت در وجودت عیان

روز مادر بر تمام مادران دنیا مبارک باد

ماهان عزیزم روزت مبارک روز زن مبارک

 و امیدوارم روزی برسد که روز مقدس مادر شدنت را برایت تبریک بگویم

انشاالله

 

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت21:33توسط N.mahan | |

 

در کنج دلم غیر تو عشق کسی جای ندارد

کس جای در این کلبه ویرانه ندارد

دل را به کف هرکه نهم باز پس آرد

کسی تاب نگهداری دیوانه ندارد

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت0:46توسط N.mahan | |

 

زندگی را اشکی بیش نمی دانم

پس بگذار با اشک چشمانم بنویسم :

دوستت دارم تنها دلیل زیستنم.

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت0:37توسط N.mahan | |

 

جریان زندگی چیزی به جز مبارزه میان

عقل و عاطفه

نیست...

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت0:30توسط N.mahan | |

 

تو خود بگو تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت0:18توسط N.mahan | |

 

پنجره را باران شست

                                 از دل من اما

                                                       چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

 

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت14:33توسط N.mahan | |

 

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو

به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری وجود تو

من در این دنیا دو چیز می خواهم تو و دیگری خوشبختی تو

آری آغاز دوست داشتن زیباست گر چه پایان راه ناپیداست

 من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن  زیباست.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت14:25توسط N.mahan | |

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:
یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم درپی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت23:14توسط N.mahan | |

 

زمانه نامرد :

بی وفایی کنی وفایت می کند

با وفا باشی جفایت می کند

مهربانی گرچه عینی خوش است

مهربان باشی رهایت می کند

یالان دنیا

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت22:16توسط N.mahan | |

 

اگر در صحنه زندگی به ناگه یکی از سیم های سازت پاره شد

اهنگ زندگی را انچنان زیبا ادامه بده که هیچ کس نداند

بر تو چه گذشته است

تقدیم به عزیزترینم که خوشبختی او تنها ارزویم است

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت22:6توسط N.mahan | |

 

ترجیح میدهم با کفشهایم راه بروم وبه خدا فکر کنم

تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم

( دکتر علی شریعتی )

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت22:1توسط N.mahan | |

 

اسكله ي ناز چشات  حريم امن قايقم


تو ساعت يه ربع به عشق عقربه ي دقايقم


گرمي دستاي تورو به صدتادنيا نميدم


هروقت كه يارم توبودي بي كسي و نفهميدم


تو بنددل سلول عشق حبس نگاتو ميكشم


ولي بازم روميله هاش عكس چشاتو ميكشم


اي قصه ي بي سروته شعر بدون قافيه


براي مرگ اين صدا نبودن تو كافيه

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت9:54توسط N.mahan | |

 

همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمان را از ياد ببرند

 من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم .

تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ،

 اي کاش بداني قصر آرزوهايم را در ساحل چشما نت ساخته ام تا قلب مهربانت

 مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم

تقدیمت میکنم باوفا ترین مهربانم .............

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت21:26توسط N.mahan | |

 

چیزی نمی تونم بگم قراره از من بگذری

چیزی نگو میفهمم باید از این خونه بری

چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم

تا با یک دریا تو دلم خاموشه خاموشت کنم

چند سال از امشب بگذره با من یکی هم خونه شه

 احساسه امروزم به تو تنها یک شب وارونه شه

تنهایی هم رو بعد از این با قلب کی قسمت کنم

واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم

تو باید از من رد بشی من باید از تو بگذرم

بعد از تو باید با خودم تنهای تنها سر کنم

یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم

تنهاییام رو بعد از این با قلب کی قسمت کنم

عزیزم منتظره نامه هات نشستم و می نشینم....

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت21:20توسط N.mahan | |

 

دیشب دلم خیلی گرفت ابر چشمام بارونی شد

از غصه دوری تو خون جای اشکم جاری شد

تا صبح کنار پنجره  به یاد خاطراتمون

نشستم و اه کشیدم واسه روز های رفتمون

دلم بد جوری برات تنگ شده .....................

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت9:23توسط N.mahan | |

 

 

ميروم خسته و افسـرده و زار

سـوي منزلگــه ويرانه خويش

به خـدا مي برم از شهـــر شما

دل شوريــده و ديوانــه خويش

 

*************************

 

مي برم تا كه در ان نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گنـاه

شستشويش دهم از لكه عشــق

زين همـــه خواهش بيجا وتباه

 

*************************

 

مي برم تا زتو دورش ســـازم

زتو ،اي جلــــوه اميد محــــال

مي برم زنـــده بگورش سازم

تا از اين پس نكنــد ياد وصال

 

*************************

 

ناله مي لرزد،مي رقصد اشك

آه ، بگــــذار كه بگريزم مـــن

از تو ، اي چشمه جوشان گناه

شايـد آن به كـه بپرهيـــزم من

 

*************************

 

بخـــدا غنچـــــه شـــادي بودم

دست عشق آمد از شاخـم چيد

شعلــه آه شد م ، صــد افسوس

كه لبــم باز بر آن لب نرسيـــد

 

*************************

 

عاقبت بنــد سفـــر پايـــم بست

ميروم، خنده به لب،خونين دل

مي روم از دل من دست بردار

اي اميـــــد عبث بي حاصــــل

 

    (فروغ فرخزاد)

 

 

 

میروم و شما را با بهزاد گل تنها میگزارم برای همیشه

 

این وبلاگ دیگه جای من نیست شاید با وبلاگ دیگری آمدم

 

پس

 تا سلامی دوباره بدرود

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت1:26توسط بی انتها..... | |

 

فراموش کردن کسی که حاضر بودی جانت را فدایش کنی خیلی سخت است

 اما سخت تر این است که چگونه بتوانی به این دوری عادت کنی...

با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت18:27توسط N.mahan | |

 

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

 دوره ی ارزانیست؛ شرافت ارزان , تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزان تر.

آبرو قیمت یک تکه ی نان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت18:15توسط N.mahan | |

 

 خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند:

قیمت انسان = خدا

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت18:12توسط N.mahan | |